یکم: واژه مراقبه ریشه عربی دارد و به معنی گردن فراز کردن برای اشراف بر چیزی است معادل این واژه در لاتین Meditation است که با Medician به معنی پزشکی؛ دارو و درمان از یک ریشه هستند زیرا هر دو درمانگرند. اصل واژه لاتین به معنی اندازهگیری دقیق و در فارسی به تعبیریکی از دوستان «خویشتن بانی» است. مراقبه در اصطلاح دینی و عرفانی نیز همان تقوا وکشیک نفس کشیدن است.۱ به تعبیر رساتر، مراقبه مواظب رفتار؛ گفتار و حرکات خود بودن است تا از اندازه معقول فراتر نرود.
دوم: در عرصه سیاسی، این اصطلاح کمتر مورد توجه قرار گرفته است و حال آنکه توجه به آن در سیاست، بیش از ساحتهای دیگر موثر و لازم است. چه آنکه سیاست مانند ریاضیات نیست که اثبات مدعا در آن ضرورت داشته باشد بلکه در سیاست اقناع، مهم است. مهمترین تفاوت بین اثبات واقناع در مباحث اجتماعی (البته نه در علوم عقلی) در دو چیز است: اول آنکه اثبات، ممکن است زبان طرف مقابل را ساکت کند اما دلش همچنان نا آرام است اما در اقناع، دلِ طرف مقابل آرام میگیرد. و دیگر آنکه در اثبات باید از ابزار خاصی برای آن بهره گرفت اما در اقناع گاه یک نگاه به طرف مقابل دلآرام او خواهد بود. مرحوم رعدی آذرخشی در مطلع غزلی برای برادرش که در تبریز به شغل خیاطی اشتغال داشت و از توانایی تکلم برخوردار نبود، سروده است:
من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان
که مَرْ آن راز توان دیدن و گفتن، نتوان
جمالی دهلوی نیز میگوید:
عشق را طیّ لسانی است که صد ساله سخن
یار با یار به یک چشم زدن میگوید
بین اقناع و اثبات در ساحت سیاست، رابطه منطقی عموم و خصوص من وجه برقرار است. دو ماده افتراق و یک ماده اشتراک وجود دارد. گاه موضوعی، فقط برای مخاطب اثبات می شود بی آنکه اقناع شده باشد وگاه مخاطب اقناع میشود بی آنکه موضوع برایش اثبات شده باشد وگاه نیز موضوع هم برای وی اثبات میشود و هم وی را اقناع میکند. جامعه ما امروز بیش از اثبات به اقناع نیاز دارد. اقناع جز از مسیر همدلی و همسویی و اعتماد میسّر نمیشود. اکنون که فضایِ جامعه پس از جنگ در همدلی و همدمی است، راه زیادی در اقناع طی شده است و مردم در بسیاری از مسائل اقناع شدهاند از این اقناع باید مراقبت کرد.
سوم: بار معنایی کلمات، بسیار مهم است و از زبان سیاسیون مهمتر. واژگان برای انتقال مفاهیم، وضع شدهاند و بسته به اهمیت هر موضوعی، در بهرهگیری از آن باید دقت شود. به عنوان مثال، سه واژه بلند، رشید و دراز برای ابراز ارتفاع قد افراد ممکن است به کار برده شود اما بارمعنایی «بلند» خنثی، بار معنایی «رشید» مثبت و بار معنایی «دراز» منفی است. اینکه در کجا و چگونه کدام بار معنایی را باید منتقل کرد، تصمیمی است که گوینده میتواند در هنگام ابراز ما فیالضمیر بگیرد. اساساً انتخاب کلمات سیاسی از حساسیت بیشتری برخوردار است. کلمات و جملات باید به گونهای انتخاب شوند که همان اندازه لازم و ضروری و مورد خواست ما را منتقل کنند و نیاز به تفسیر شفاهی ما نداشته باشند. بسیار دیدهایم که در عالم سیاست، سخنی ایراد میشود و بلافاصله به دلیل چند فهمی پیش آمده، توضیح شفاهی گوینده را در پی دارد که این خود نیز چند فهمی را بیشتر میکند. مراقبت از گفتار و مراقبت در انتخاب کلمات نیز در مراقبه سیاسی بسیار مهم است.
چهارم: سکوت نیز در عالم سیاست، گرچه از نوع فعل نیست بلکه ترک گفتار است اما بسیار تاثیرگذار وگاه اکسیری است بیبدیل در عالم سیاست. عطش خود ابرازی و میل به تجلی، گاه ممکن است به پرگویی و پرت گویی بیانجامد در حالی که قدرت سکوتِ به هنگام، گاه بسیار بیش از سخن گفتن است.
عطار نیشابوری چه زیبا گفته است:
روشنتر از خاموشی چراغی ندیدم
سخنی به از بی سخنی نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم
سکوت به معنی انفعال نیست بلکه سکوت از نوع فرزانگی آن، مراد این نوشتار است. سکوتی که صایب تبریزی میگوید:
فرصتِ حرف نخواهی به لبِ خود دادن
گر بدانی که چه مقدار مکیدن دارد
قائد شهید نیز چنین سکوتی را سکوتِ آگاهانه مینامیدند: «گاهی وظیفه خواص جامعه، گفتن است وگاهی سکوت» گاهی هم وظیفه نخبگان، سکوت آگاهانه است.»
روشن است که منظور از سکوت، ناگفتن به هنگام ضرورتِ گفتن نیست بلکه ناگفتن در هنگامِ لزومِ ناگفتن است. سکوت گاهی کمک میکند تا بهترین سخن را در بهترین زمان و مکان بر زبان برانیم و از اعجاز سخن در مسیر نیل به هدفِ خود بهرهگیری کنیم. در عرصه سیاسی، مراقبه سکوت، توانایی واکنش را افزایش میدهد. به یاد دارم روزی از شهید عزیز سپهبد باقری وقتی برای دیدار خواستم و در این دیدار، او را بابت سکوت و سخن به هنگام و به اندازه اش از صمیم قلب ستودم و این حس را بر زبان آوردم. او گفت: من بهرههایی که از سکوت بردهام کم نبوده است.